اسم

صابون

[ یو. ] (اِ.) محصولی است ساخته شده از نمک‌های پتاسیم و اسیدهای چرب که در ترکیب با آب ایجاد کف می‌کنند و از آن برای شستشوی لباس و بدن استفاده می‌شود. ؛ ~ کسی به تن کسی خوردن کنایه از: با آن کس سر و کار داشتن و خسارت و آسیب دیدن.

    صابی

    (بِ) [ ع. صابی ء ] (اِ. ص.) کسی که از دین خود برگشته و به دین دیگری گرویده باشد.

      صاحب

      (حِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- معاشر.
      ۲- هم – صحبت، همراه.
      ۳- مالک.

        صاحب

        منصب (~. مَ صَ) [ ازع. ] (اِمر.) کسی که دارای رتبه و مقامی دولتی باشد (اعم از کشوری و لشکری)، افسر.

          صاحب امتیاز

          (~. اِ) [ ازع. ] (اِ.) کسی که پروانه شرکت، کارخانه، روزنامه یا… به نام اوست.

            صاحب برید

            (~. بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.)فرستنده پیک و قاصد. کسی که وقایع هر جایی را که در آن بوده می‌نوشت و برای پادشاه می‌فرستاد.

              پیمایش به بالا