اسم

شیرزنه

(زَ نِ) (اِمر.)
۱- چوبی که با آن شیر یا دوغ را به هم می‌زنند تا مسکه از دوغ جدا شود.
۲- خمره کره گیری.

    شیر

    (اِ.) ابزاری فلزی که به لوله‌های گاز یا آب برای باز یا بستن آن وصل می‌کنند. ؛ ~فلکه شیر قطع و وصل یا تنظیم جریان سیال با دسته دایره‌ای شکل.

      شیبا

      (شَ یا ش)
      ۱- (ص.) آشفته.
      ۲- شیفته، دیوانه.
      ۳- (اِ.) افعی.

        شیپسی

        [ روس. ] (اِ.) انبرکی که حروف چین سربی هنگام غلط گیری با آن حروف غلط را از صفحه چیده بیرون می‌کشد.

          شیپور

          (شَ) (اِ.) = شبور: از سازهای بادی، دارای دهانه‌ای گشاد.

            شیت

            (یَ) [ ع. شیه ] (اِ.)
            ۱- هر رنگ مخالف رنگ عمده یک شی ء.
            ۲- علامت، نشان ؛ ج. شیات.

              شیخوخیت

              (ش یَُ) [ ع. شیخوخیه ]
              ۱- (مص جع.) پیر شدن.
              ۲- (اِمص.) پیر ی.
              ۳- مرشد بودن.

                پیمایش به بالا