شیردل
(دِ) (اِمر.) شجاع، دلیر، دلاور.
(زَ نِ) (اِمر.)
۱- چوبی که با آن شیر یا دوغ را به هم میزنند تا مسکه از دوغ جدا شود.
۲- خمره کره گیری.
(اِ.) ابزاری فلزی که به لولههای گاز یا آب برای باز یا بستن آن وصل میکنند. ؛ ~فلکه شیر قطع و وصل یا تنظیم جریان سیال با دسته دایرهای شکل.
[ روس. ] (اِ.) انبرکی که حروف چین سربی هنگام غلط گیری با آن حروف غلط را از صفحه چیده بیرون میکشد.