اسم

شیخوخیت

(ش یَُ) [ ع. شیخوخیه ]
۱- (مص جع.) پیر شدن.
۲- (اِمص.) پیر ی.
۳- مرشد بودن.

    شید

    (شَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- اندودن دیوار با گچ یا آهک.
    ۲- در فارسی به معنای مکر و حیله.

      شیار

      (اِ.) خراش یا شکاف باریک روی چیزی.

        شیاف

        [ ع. ] (اِ.)
        ۱- داروی چشم.
        ۲- داروی جامد و مخروطی شکلی که از طریق مقعد استعمال شود.

          شیانی

          (اِ.) نوعی مسکوک زر و سیم که در قدیم در خراسان رایج بود.

            شیب

            (شَ یا ش) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) سفید شدن موی.
            ۲- (اِمص.) پیری.

              پیمایش به بالا