اسم

شولک

(لَ) [ سنس. ] (اِ.) اسب، اسب تندرو.

    شوله

    (~.) (اِ.) یک توپ پارچه که درویشان به جای پتو به کار برند.

      شوله

      (شَ یا شُ لَ) (اِ.) جای آشغال و خاکروبه در کوچه.

        شومن

        (شُ مَ) [ انگ. ] (اِمر.) مردی که عهده دار اجرای برنامه‌ای (نمایش‌های تلویزیونی) است.

          شومی

          (اِ.) یک بغل غله که چاهخو و دشتبان هنگام برداشت و پیش از کوبیدن غله بردارند و آن عبارت از
          ۵- – ۶ من تبریز غله‌است.

            شومیز

            (اِ.) زمین شیار کرده و آماده برای زراعت.

              شوک

              (شُ) [ فر. ] (اِ.)
              ۱- ضربه، تکان شدید.
              ۲- حالتی ناگهانی که به شخص عارض شود و قوای او رو به ضعف گذارد.

                Scroll to Top