شورو
(ش رُ) (اِ.) پوست بزغاله، چرم بزغاله.
(شُ سِّ) [ فر. ] (اِ.) جاد های که عملیات زیرسازی آن انجام شده باشد و به جای آسفالت روی آن شن ریخته باشند، جاده ساخته و پرداخته.
(ش) (اِ.)
۱- طلا یا نقره که آن را گدازند و در ناوچه ریزند.
۲- هرچیز شبیه شمش.
۳- هر چیز طولانی وکوتاه.
۴- آبی که در زمستان بر سر ناودان یخ بندد و آویزان شود.
۵- ریزه هر چیز.
(اِ.) پینه و آبلهای که در کف دست به علت کار زیاد و در کف پا به علت زیاد راه رفتن به وجود میآید.