اسم

شوره

(رِ) (اِ.)
۱- جسمی است سفید رنگ و شکننده و قابل حل در آب که ترکیبی است از پتاسیم و نیتروژن و اکسیژن. در صنایع شیشه سازی و باروت سازی از آن استفاده می‌کنند.
۲- پوسته‌های سفید رنگ و ریزی در موی سر.

    شورو

    (ش رُ) (اِ.) پوست بزغاله، چرم بزغاله.

      شوسه

      (شُ سِّ) [ فر. ] (اِ.) جاد ه‌ای که عملیات زیرسازی آن انجام شده باشد و به جای آسفالت روی آن شن ریخته باشند، جاده ساخته و پرداخته.

        شوشه

        (ش) (اِ.)
        ۱- طلا یا نقره که آن را گدازند و در ناوچه ریزند.
        ۲- هرچیز شبیه شمش.
        ۳- هر چیز طولانی وکوتاه.
        ۴- آبی که در زمستان بر سر ناودان یخ بندد و آویزان شود.
        ۵- ریزه هر چیز.

          شوغ

          (اِ.) پینه و آبله‌ای که در کف دست به علت کار زیاد و در کف پا به علت زیاد راه رفتن به وجود می‌آید.

            شورا

            (شُ) [ ع. شوری ‘ ]
            ۱- (اِمص.) مشورت.
            ۲- (اِ.) هیئتی که برای مشورت کردن جمع می‌شوند.

              شورانیده

              (دَ یا دِ) (اِمف.)
              ۱- متلاطم.
              ۲- بر – انگیخته.
              ۳- دیوانه کرده.
              ۴- آمیخته.
              ۵- آلوده.

                Scroll to Top