حرف

دربند

(دَ بَ دِ) (حراض. مر.) در قید، درصدد، به قصد. ضح – به این معنی لازم الاضافه‌است. ؛ ~ چیزی بودن بدان علاقه داشتن.

    د

    (حر.) حرف دهم از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۴ می‌باشد.

      خ

      (حر.) حرف نهم از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر عدد “۶۰۰” می‌باشد.

        ح

        (حر.) هشتمین حرف از الفبای فارسی، برابر با عدد ۸ در حساب ابجد.

          چون

          [ په. ]
          ۱- (ق.) مانند، مثل.
          ۲- (حر رب.) وقتی، هنگامی که.
          ۳- زیرا، بدین سبب.

            چنان چه

            (چِ یا چُ چِ)
            ۱- (ق تشب.) آن طور، آن سان.
            ۲- (حر رب.) از ادات شرط و تعلیق.

              چ

              (حر.) هفتمین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد، برابر عددِ ۳ می‌باشد و در زبان عرب وجود ندارد.

                جز

                (جُ) (حراستث.) غیر، مگر، لا، الا، به استثنای.

                  پیمایش به بالا