اسم مرکب

شب نامه

(~. مِ) (اِمر.) هر نوشته‌ای که شب هنگام و پنهانی میان مردم پخش کنند.

    شب نهه

    (شَ نِ هَ یا هِ) (اِمر.) گنج زر و جواهری که در زیر زمین دفن کنند.

      شبادان

      (شَ) [ قس. شبستان ] (اِمر.)
      ۱- آن جا که شب آرام گیرند.
      ۲- زیرزمین عمیق خانه که در تابستان برای خنکی از آن استفاده کنند.

        شبانه روز

        (~.) (اِمر.)
        ۱- شب و روز، بیست و چهار ساعت، یک شب و یک روز.
        ۲- همیشه، علی الاتصال.

          شباهنگ

          (شَ هَ) (اِمر.)۱ – مرغ سحر.
          ۲- تیشتر، ستاره شعری ‘، ستاره صبح.

            شب چراغ

            (~. چِ) (اِمر.)
            ۱- هر گوهر آبدار و درخشنده.
            ۲- کرم شب تاب.
            ۳- چراغانی.

              پیمایش به بالا