شب چره
(~. چَ رِ) (اِمر.) آجیل و میوه که در شب نشینی میخورند.
(شَ غَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) نان و حلوایی که در شب اول دفن میت به جهت ترویح روح او قسمت کنند.
(شَ) (اِمر.) = شباویز: مرغ حق، پرندهای که شب هنگام از شاخه درختان آویزان میشود و میخواند.
(~.) (اِمر.) گیاهی است از تیره صلبیان که زینتی است و به سبب دارا بودن گلهای معطر و زیبا غالباً در باغچهها کشت میشود. شب بوی، شقاری، شمشم، خمخم، خیرو، خیری نیز گفته میشود.
[ په. ] (ص مر.)
۱- سزاوار.
۲- درخور شاه.
۳- هر چیز خوب و گران بها.
۴- فراخ.
۵- خزانه.
۶- گنج شاهانه.
۷- از عیوب قافیهاست و آن تکرار علامت جمع باشد در قافیه. شایورد (یْ وَ) (اِمر.)
۱- هاله، خرمن ماه.
۲- پردهای است از موسیقی.