اسم مصدر

اشکال

(اِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) دشوار شدن.
۲- (اِمر.) پوشیده شدن کار.
۳- (اِمص.) دشواری.
۴- خرده گیری.

    اشراف

    ( اِ ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) از بالا به زیر نگریستن.
    ۲- نزدیک شدن.
    ۳- (اِمص.) وقوف بر امری.

      اشراق

      ( اِ ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) تابان گشتن، روشن شدن.
      ۲- (مص م.) روشن کردن.
      ۳- (اِمص.) تابش.
      ۴- نام فلسفه‌ای که براساس حکمت افلاطونی و نوافلاطونی و حکمت رایج در ایران بنا شده و راه رسیدن به حقایق را کشف و شهود می‌داند که مروج آن شیخ شهاب الدین سهروردی بود (قرن ۶).
      ۵- مجازاًبه معنی الهام گرفتن.

        اشتعال

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) افروختن.
        ۲- (مص ل.) شعله ور شدن.
        ۳- (اِمص.) بر – افروختگی.

          اشتمال

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) فراگرفتن، دربرداشتن.
          ۲- (اِمص.) فراگرفتگی، احاطه. ج. اشتمالات.

            اشتیاق

            ( اِ ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) شوق داشتن، میل داشتن.
            ۲- (اِمص.) آرزومندی. جِ شوق.

              اشتداد

              (اِ تِ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) سخت شدن، محکم شدن.
              ۲- نیرو گرفتن.
              ۳- (اِمص.) نیرومندی.

                اشتراک

                (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – شریک شدن، شرکت کردن.
                ۲- (اِمص.) انبازی، شراکت.

                  اسهاب

                  ( اِ ) [ ع. ]
                  ۱- (مص ل.) از اندازه گذشتن.
                  ۲- سخن را دراز گردانیدن.
                  ۳- (اِمص.) پُرگویی، اطناب.
                  ۴- واگذاشتن چهارپایان سواری.
                  ۵- بسیار بخشش کردن.
                  ۶- شیر مکیدن بزغاله از مادر.

                    پیمایش به بالا