اسم مصدر

استیصال

( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.)از ریشه کندن.
۲- (مص ل.) کنده شدن.
۳- درمانده و بیچاره شدن.
۴- (اِمص.) درماندگی، بیچارگی.

    استیضاح

    (اِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) توضیح خواستن.
    ۲- (اِمص.) کاوش، بازخواست.
    ۳- توضیح خواستن نمایندگان مجلس از وزیری در مورد مطالبی.

      استنباط

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) بیرون آوردن چیزی.
      ۲- (اِمص.) ادراک و دریافت معنی و مفهوم چیزی بر اثر دقت و تیزهوشی.

        استمرار

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) پیوسته رفتن.
        ۲- همیشه روان بودن.
        ۳- (اِمص.) اتصال، پیوستگی.

          استمساک

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) چنگ در زدن، تمسک جستن.
          ۲- (اِمص.) تمسک، اعتصام.

            Scroll to Top