اسم مصدر

استکانت

(اِ تِ نَ) [ ع. استکانه. ]
۱- (مص ل.) زاری کردن.
۲- خضوع نمودن.
۳- (اِمص.) فروتنی.

    استقراء

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) جستجو کردن، تحقیق کردن.
    ۲- (اِمص.) در منطق ؛ پی بُردن به کل از جزء.

      استغناء

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) بی نیازی خواستن.
      ۲- توانگر شدن، مالدار شدن.
      ۳- (اِمص.) بی نیازی، توانگری (مادی یا معنوی).
      ۴- وابستگی نداشتن، بی قید بودن.
      ۵- گذشتن، صرفنظر کردن.

        استقامت

        (اِ تِ مَ) [ ع. استقامه ]
        ۱- (مص ل.) ایستادگی کردن، مقاومت کردن.
        ۲- (اِمص.) پایداری.
        ۳- راست ایستادن.

          استعجال

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) کاری را به شتاب خواستن، به شتاب واداشتن.
          ۲- (مص ل.) شتافتن، شتاب کردن.
          ۳- (اِمص.) شتابزدگی.

            Scroll to Top