اسم مصدر

استعداد

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) آماده شدن، مهیا گشتن.
۲- (اِمص.) آمادگی، توانایی. ج. استعدادات.

    استعلاء

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) برتری جستن.
    ۲- بزرگوار شدن.
    ۳- (اِمص.) بلندی، رفعت.

      استعمار

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) آبادانی خواستن.
      ۲- (اِمص.) آباد کردن کشور به ظاهر و غارت و چپاول آن در نهان.

        استغاثه

        (اِ تِ ثِ) [ ع. استغاثه ]
        ۱- (مص م.) دادخواهی کردن، یاری طلبیدن.
        ۲- (اِمص.) دادخواهی.
        ۳- زاری، تضرع.

          استضائه

          (اِ تِ ئِ) [ ع. استضائه ]
          ۱- (مص ل.) توانایی، قدرت داشتن.
          ۲- روشن شدن.
          ۳- (اِمص.) روشنی جویی.

            استشاره

            (اِ تِ رِ) [ ع. استشاره ]
            ۱- (مص م.) نظر دیگری را خواستن، مشورت کردن.
            ۲- (اِمص.) رایزنی، مشورت. ج. استشارات.

              استرخاء

              (اِ تِ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) سست شدن، نرم گشتن، فروهشتن.
              ۲- (اِمص.) سستی، فروهشتگی.

                استرضاء

                (اِ تِ) [ ع. ]
                ۱- (مص م.)طلب خشنودی کردن.
                ۲- خشنود کردن.
                ۳- (اِمص.) خشنودی. ج. استرضاعات.

                  Scroll to Top