سجع
(سَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) بانگ کردن کبوتر.
۲- (اِمص.) موزون و مقفی بودن سخن.
۳- کلمات هم آهنگ که در آخر جمله -های یک عبارت میآورند.
(سَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) بانگ کردن کبوتر.
۲- (اِمص.) موزون و مقفی بودن سخن.
۳- کلمات هم آهنگ که در آخر جمله -های یک عبارت میآورند.
[ فر. ] (اِمص.)
۱- ارسال توپ برای بازیکن خودی. (فوتبال).
۲- بازیکنی که معمولاً جلوتر از دیگران بازی میکند و در پرتاپ توپ و پرشها شرکت میکند. (بسکتبال).