(بِ دَ) (ص مر.) منتظر، انتظارکش.
(بِ. زَ)(ص مر.) منتظر، مترصد، آماده عمل.
(گَ یا گُ) (ص مر.) = گاوریش: احمق، ابله.
(بِ) (ص مر.) نفرین و آرزوی جزای شخصی است برای مرده.
(گُ) (ص مر.) دلیر، پهلوان.
(بُ) (ص مر.) احمق، گاوریش.
(گَ بَ یا بُ) (ص مر.) خداوند رتبه و مقام، صاحب مسند.
(گَ دَ یا دِ) (ص مر.) پیر، سالخورده و فرتوت.
(~.) (ص مر.) سبزه، کسی که رنگ پوستش سبزه باشد.
(~. دِ) (ص مر.) ترسو، بزدل.