صاحب خبر
(~. خَ بَ) [ ازع. ] (ص مر.)۱ – مطلع، آگاه.
۲- خبرنگار.
۳- پرده دار.
۴- جاسوس.
۵- نقیب.
۶- فرستاده، سفیر.
(~. خَ بَ) [ ازع. ] (ص مر.)۱ – مطلع، آگاه.
۲- خبرنگار.
۳- پرده دار.
۴- جاسوس.
۵- نقیب.
۶- فرستاده، سفیر.
(~. قِ) [ ازع. ] (ص مر.) = صاحب القران: نیک طالع، خوش اقبال، کسی که در هنگام نطفه بستن یا به دنیا آمدنش، سیاراتی در قِران بوده باشند.
(~. نَ ظَ) [ ع. ] (ص مر.)
۱- آن که در امر یا اموری دارای نظر صایب است.
۲- دیندار، متدین.
۳- عارف.
مرده (~. مُ دِ) (ص مر.)
۱- بدون صاحب، آن که یا آن چه صاحبش مرده باشد.
۲- بدون صاحب نوعی نفرین به معنی کاش دارنده اش میمرد.
(~ُ. زَّ) [ ع. ]
۱- (ص مر.) خداوند زمان، صاحب عهدودوران.
۲- لقب امام دوازدهم شیعیان حضرت مهدی ابن حسن (ع).