(~. مِ نَ) [ ع. ] (ص مر.) نک ذوالمن.
(ذُ نّ) [ ع. ] (ص مر.) خداوند روشنایی.
(ذُ لْ وَ هَ) [ ع. ] (ص مر.) شعری که محتمل دو معنای مدح و هجو باشد.
(~. جَ) [ ع. ] (ص مر.) از صفات خداوند، دارنده جلال، صاحب بزرگواری.
(~. عَ) [ ع. ] (ص مر.) از صفات خداوند به معنای صاحب سریر، دارند ه تخت.
(~. قَ) [ ع. ] (ص مر.) ۱- توانا. ۲- صاحب بزرگواری.
(~. قَ) [ ع. ] (ص مر.) شعری که بیش از دو قافیه داشته باشد.
(~. لِ نَ) [ ع. ] (ص مر.) کسی که به دو زبان سخن گوید و نویسد.
(~. اَ) [ ع. ] (ص مر.) اقربا، خویشاوندان.
(ذُ لْ اِ تِ) [ ع. ] (ص مر.) دارای قدرت، مقتدر.