(~.) (ص مر.) ۱- دستگاه و آلتی به خودی خود کار میکند، اتوماتیک. ۲- مداد خودنویس.
(~.) (ص مر.) ۱- خودسر، خودرای. ۲- هوی پرست.
(~. مِ) (ص مر.) ۱- خودسر. ۲- شهربان، مرزبان.
(~. مَ) (ص مر.) درخواست – کننده، متقاضی.
(ص مر.) زیبا، نیکوروی. ج. خوبرویان.
(~.) [ فا – تر. ] (ص مر.) غلامان و نوکران یک شخص.
(خِ گُ) (ص مر.) کسی که در همه چیز عاجز باشد و کاری از او برنیاید.
(~.)(ص مر.)کسی که همه مویهای سرش سفیده شده باشد.
(~. خَ) (ص مر.) کسی که مردم به او بخندند و مسخره اش کنند.
(ی) (~.) (ص مر.) کسی که دارای چهره بشاش است.