صفت نسبی

صیقلی

(~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) منسوب به صیقل، هر چیز زدوده و جلا یافته.

    صینیه

    (یَّ) [ ع. صینیه ] (ص نسب.) مؤنث سینی ؛ انواع ظروف از صحن، قدح، صراحی و غیره که در قدیم از چین وارد می‌شد.

      صیفی

      (صَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
      ۱- تابستانی.
      ۲- زراعتی که در بهار و اوایل تابستان کارهای مقدماتی آن انجام شود و حاصلش در تابستان و اوایل پاییز به دست آید مانند: خربزه، هندوانه. ج. صیفی جات.

        صلواتی

        (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) ویژگی چیزی که برای دریافت آن می‌توان صلوات فرستاد، رایگان.

          پیمایش به بالا