(~.) [ ع. ] (ص نسب.) طلایی، زرین.
(ذِ مّ) [ ع. ] (ص نسب.) غیرمسلمانی که به علت پرداخت جزیه، جان و مالش در پناه اسلام است.
(ذَ رِّ) [ ع – فا. ] (ص نسب.) آن چه که جز با ذره بین نتوان دید.
[ ع. ] (ص نسب.) منسوب به ذات، متعلق به ذات.
(ص نسب.) ۱- پارچهای است ابریشمین. ۲- نوعی شراب لعلی.
(نِ) (ص نسب.) دیروزی، دیروزین.
(دَ) [ ع. ] (ص نسب.) ۱- منسوب به دیر. ۲- دیرنشین.
(ص نسب.) کهنه، قدیم.
(نِ) (ص نسب.) دیرین.
(دُ لَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.) ۱- وابسته به حکومت، قدرتمند. ۲- سعادتمند.