(جُ لَ) [ معر. ] (ص نسب.) پشمینه – پوش، جولقی.
(جَ گَ) (ص نسب.) ۱- منسوب به جنگل. ۲- آن که در جنگل زندگی میکند.
(جَ) ۱- (ص نسب.) منسوب به جنگ.
(~.) (ص نسب.) ۱- کسی که جنجال برپا کند، آن که داد و فریاد کند. ۲- پرسر و صدا.
(جِ) [ ع – فا. ] (ص نسب.) آنچه مربوط به امور شهوانی است.
(جِ) [ ع – فا. ] (ص نسب.) بیماریهای پوستی.
(جِ گَ رَ) (ص نسب.) کسی که دل و جگر گوسفند را کباب میکند و میفروشد.
(~.) (ص نسب.) مذهب شیعه امامیه، منسوب به امام جعفر صادق (ع) امام ششم.
(~.) [ ع. ] (ص نسب.) منسوب به جسم، جسمی. مق روحانی.
(جُ) [ ع. ] (ص نسب.) اندک، کم.