قصور
(~.) [ ع. ] (مص ل.)
۱- کوتاهی کردن.
۲- از کاری باز ایستادن.
(قَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- خوردن، بسیار خوردن.
۲- شکستن برگ خرما و نی و جز آن.
۳- گوشت پخته و سرخ شده. ج. قشوم.
(قُ) [ ع. ]
۱- (اِ.) هرچیزی که به وسیله آن به خداوند تقرب جویند.
۲- عنوانی برای نشان دادن ارادت و اخلاص به فردی که دارای مقام مهمی است.
۳- صدقه، تصدق. ؛~ صدقه کسی رفتن کنایه از: الف – اظهار محبت و اخلاص و ارادت کردن به کسی. ب – اصرار و التماس کردن به کسی.
۴- (مص ل.) نزدیک شدن. ؛ عید ~ روز دهم ذیحجه که حاجیان در مکه قربانی کنند.