مصدر

قشم

(قَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- خوردن، بسیار خوردن.
۲- شکستن برگ خرما و نی و جز آن.
۳- گوشت پخته و سرخ شده. ج. قشوم.

    قرمطه

    (قَ مَ طَ یا طِ) [ ع. قرمطه ] (مص ل.)
    ۱- تنگ و باریک نوشتن.
    ۲- نزدیک نهادن گام.

      قرع

      (قَ رْ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- قرعه زدن.
      ۲- ضربه زدن، کوفتن.
      ۳- ریختن موی سر.

        قربان

        (قُ) [ ع. ]
        ۱- (اِ.) هرچیزی که به وسیله آن به خداوند تقرب جویند.
        ۲- عنوانی برای نشان دادن ارادت و اخلاص به فردی که دارای مقام مهمی است.
        ۳- صدقه، تصدق. ؛~ صدقه کسی رفتن کنایه از: الف – اظهار محبت و اخلاص و ارادت کردن به کسی. ب – اصرار و التماس کردن به کسی.
        ۴- (مص ل.) نزدیک شدن. ؛ عید ~ روز دهم ذیحجه که حاجیان در مکه قربانی کنند.

          پیمایش به بالا