قایم شدن
(یِ. شُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
۱- ثابت و برقرار گشتن.
۲- پنهان شدن.
(شُ دَ) [ تر – فا. ] (مص ل.)
۱- عقب افتادن اسب در مسابقه.
۲- باختن در بازی.
۳- به خطا رفتن تیر.
[ ع. ] (اِ.)
۱- گفتار، سخن.
۲- (مص ل.) گفتن. ؛ ~قول هیاهو، قال و قیل. ؛ ~ و قیل هیاهو، سرو صدا. ؛ ~مقال گفتگو، همهمه. ؛ ~ چیزی را کندن کنایه از: تمام کردن، به پایان رساندن. ؛ ~گذاشتن بیهوده منتظر گذاشتن.