فروهیختن
(~. تَ) (مص م.) = فروهختن: فرو کشیدن، رو به پایین کشیدن.
(~. کَ دَ) (مص ل.)
۱- مهار شدن.
۲- در جایی فرود آمدن و ماندن.
۳- از شدت و حدّت چیزی کم شدن.
(فُ. کِ دَ) (مص م.)
۱- پایین کشیدن، فرود آوردن.
۲- در جایی فرود آمدن و اقامت کردن.
۳- خوردن، نوشیدن.