مصدر

علن

(عَ لَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) آشکار کردن، پیدا کردن.
۲- (مص ل.) آشکار گردیدن.

    علم کردن

    (~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
    ۱- برپا کردن، برافراشتن.
    ۲- آماده کردن، تهیه کردن.
    ۳- از سر و ته لباس زدن.

      علک

      خاییدن (~. دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
      ۱- سقز جویدن.
      ۲- کنایه از: بیهوده گفتن.

        پیمایش به بالا