مصدر

صقع

(صَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- زدن کسی را، پا بر کسی زدن.
۲- بر خاک انداختن کسی را.
۳- رسیدن آتش آسمانی به کسی، بیهوش کردن صاعقه کسی را.

    صلاء

    (صَ) [ ع. ] (مص م.) آواز دادن و دعوت مردم برای خوردن طعام یا انجام نماز.

      صفرا شکستن

      (~. ش کَ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
      ۱- زا یل شدن صفرا.
      ۲- کنایه از: غذای کمی که پیش از غذا خورند.

        صفق

        (صَ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- دست بر دست زدن.
        ۲- دست بر دست هم زدن در معامله.

          پیمایش به بالا