مصدر

صعق

(ص یا صَ عَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- بیهوش گردیدن.
۲- فنا شدن در حق است هنگام تجلی ذات حق.

    صرع

    (صَ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) بر زمین زدن، افکندن.
    ۲- دو مصراع گردانیدن هر بیت شعر را.
    ۳- دو لنگه کردن.

      صرف

      (صَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) گردانیدن، برگردانیدن.
      ۲- منصرف کردن.
      ۳- به کار بردن.
      ۴- سره کردن زر و سیم.
      ۵- تبدیل پولی به پول دیگر
      ۶- سود.

        پیمایش به بالا