مصدر

برگردانیدن

(بَ گَ دَ) (مص م.)
۱- برگشت دادن.
۲- پشت و رو کردن.
۳- ترجمه کردن.
۴- بازپس بردن.
۵- مجازاً استفراغ کردن.

    برگرفتن

    (~. گِ رِ تَ) (مص م.)
    ۱- برداشتن.
    ۲- از جایی به جایی نقل کردن.
    ۳- جدا کردن، منشعب کردن.
    ۴- آغاز کردن.
    ۵- دور کردن.
    ۶- ربودن.

      برکت

      (بَ رَ کَ) [ ع. برکه ] (مص ل.)
      ۱- نمو کردن وافزودن.
      ۲- افزایش.
      ۳- یمن، خجستگی.
      ۴- نیکبختی. ج. برکات.

        برکشیدن

        (~. کِ دَ) (مص م.)
        ۱- بالا کشیدن چیزی.
        ۲- پیشرفت کردن، بلند مرتبه ساختن.
        ۳- چین دار کردن.

          برشکستن

          (بَ. ش ِ کَ تَ)
          ۱- (مص ل.) دوری کردن، روی برتافتن.
          ۲- (مص م.) شمردن، حساب کردن.

            پیمایش به بالا