(گَ دَ) (مص م.) بازگردانیدن.
(گَ دَ) (مص م.) ۱- مرجوع کردن. ۲- پس فرستادن.
(مَ دَ) (مص ل.) دوباره آمدن، برگشتن.
(خُ دَ) (مص ل.) روبرو شدن، برخورد کردن.
(وَ دَ) (مص م.) برگرداندن، دوباره آوردن.
(خا دَ) (مص م.) طلب کردن، خواستن.
(نِ دَ) (مص ل.) گفتن، شرح دادن.
(تَ)(مص ل.) طالب بودن، رابطه داشتن.
(شِ کَ تَ) (مص ل.) از رونق و رواج انداختن.
(زَ دَ) (مص م.) کنار زدن، عقب زدن.