(تَ) (مص م.) منع کردن، توقیف کردن.
(گَ دَ) (مص م.) بازگردانیدن.
(مَ دَ) (مص ل.) دوباره آمدن، برگشتن.
(خُ دَ) (مص ل.) روبرو شدن، برخورد کردن.
(وَ دَ) (مص م.) برگرداندن، دوباره آوردن.
(خا دَ) (مص م.) طلب کردن، خواستن.
(دَ) (مص ل.) ۱- واماندن، پس افتادن. ۲- به جا ماندن.
(نِ دَ) (مص ل.) گفتن، شرح دادن.
(تَ)(مص ل.) طالب بودن، رابطه داشتن.
(شِ کَ تَ) (مص ل.) از رونق و رواج انداختن.