مصدر

استناره

(اِ تِ رِ) [ ع. استناره ] (مص ل.)
۱- روشن شدن.
۲- مدد خواستن به شعاع، روشنی جستن.

    استنجاء

    (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- رهایی یافتن.
    ۲- شستن جای پلید و نجس را که بول و غایط در آن بوده‌است و سنگ و کلوخ بدان جا مالیدن.

      استنزال

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) فرو آوردن، فرو فرستادن.
      ۲- درخواست فرود آمدن.
      ۳- (مص ل.) از مرتبه خود فرو افتادن.

        استنشاق

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- آب یا مایع دیگری را به بینی کشیدن.
        ۲- چیزی را بو کردن.

          پیمایش به بالا