مصدر

استعفاء

(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) تقاضای معافیت از انجام کار. ؛~ نامه نامه‌ای که تقاضای کناره گیری از شغل یا کار در آن نوشته شده‌است.

    استغراب

    (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) غریب شمردن، عجیب دانستن چیزی را، به شگفت آمدن از امری.

      استعجام

      (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- پوشیده شدن.
      ۲- ناتوان شدن به سخن گفتن، عاجز شدن در سخن.
      ۳- خاموش گشتن از پاسخ سایل
      ۴- بسته و مبهم شدم کلام.

        استعراب

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- عرب مآب گشتن.
        ۲- سخن فارسی را عربی کردن.
        ۳- دشنام دادن، فحش گفتن.

          استعظام

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) بزرگ شمردن، بزرگ داشتن.
          ۲- (مص ل.) بزرگ منشی و تکبر کردن.

            پیمایش به بالا