مصدر

اذهاب

( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
۱- بردن، دور کردن.
۲- جاری ساختن.
۳- زراندود کردن.

    اذابه

    (اِ بِ یا بَ) [ ع. اذابه ] (مص م.)
    ۱- آب کردن، ذوب کردن، گداختن.
    ۲- غارت کردن.
    ۳- نیکو کردن کار خود را.

      اذعان

      ( اِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) اقرار کردن، گردن نهادن.
      ۲- (مص ل.) فروتنی کردن، فرمانبرداری.

        اذاقت

        (اِ قَ) [ ع. اذاقه ] (مص م.)
        ۱- چشانیدن.
        ۲- چیزی آزمودن.
        ۳- مکافات امری را نمودن.

          اذان

          ( اَ) [ ع. ] (مص م.)
          ۱- آگاه کردن، خبر دادن.
          ۲- خبر دادن از وقت نماز.

            پیمایش به بالا