تنگه

(تَ یا تِ گَ) (اِ.)
۱- مقداری از زر و سیم.
۲- قطعه‌ای کوچک از طلا و نقره.

    تنگه

    (تَ گِ) (اِمر.) شاخه‌ای از دریا واقع بین دو خشکی که دو دریا را به هم می‌پیوندد.

      تنگوزییل

      (تَ) [ تُر. ] (اِمر.) سال خوک، نام سال دوازدهم از سال‌های دوازده گانه ترکی.

        تنمیه

        (تَ مِ یِ) [ ع. تنمیه ]
        ۱- (مص م.) نمو دادن.
        ۲- افروختن آتش.
        ۳- (اِمص.) رشد، نمو.

          پیمایش به بالا