تهیج

(تَ هَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.) برانگیخته شدن، به هیجان آمدن.
۲- (اِمص.) برانگیختگی، هیجان ؛ ج. تهیجات.

    تهیه

    (تَ هِ یِّ) [ ع. تهیه ]
    ۱- (مص م.) آماده کردن، ساختن.
    ۲- (اِمص.) آمادگی، بسیج.

      تو

      (تَ یا تُ) (اِ.)
      ۱- تابش، فروغ، حرارت.
      ۲- تاب، پیچ.
      ۳- برکه، تالاب.

        تو

        لک رفتن (~. رَ تَ) (مص ل.)
        ۱- پر ریختن مرغ در فصل معینی از سال.
        ۲- مجازاً دمق شدن.

          تو

          (تُ) [ په. ] (ضم.) ضمیر شخصی منفصل دوم شخص مفرد.

            تو

            (اِ.) اندرون، درون چیزی.

              پیمایش به بالا