آهستگی کردن
(~. کَ دَ)(مص ل.) به نرمی رفتار کردن.
(هَ)(اِ.)
۱- اکسید کلیسم، جسمی است سفید، جذب کننده رطوبت که از پخته شدن سنگ آهک به دست میآید.
۲- نوره، واجبی.
(هَ) [ په. ] (اِ.)
۱- فلزی است چکش خور که از معادن استخراج میشود و غالباً به شکل اکسید یا کربنات یا سولفوردوفرو وجود دارد و آنها را در کوره میگدازند و آهن خالص به دست میآورند و آن جسمی است سخت و محکم.
۲- شمشیر، تیغ.
۳- زنجیر.
۴- هر سلاح آهنین.
(هَ. رِ) (اِمر.)
۱- تکهای از آهن.
۲- (عا.) هر یک از قطعات ماشین مستعمل و دور انداختنی، اتومبیل کهنه.