جار

[ ع. جاری ] (ص.) آب روان یا هر مایع که روان باشد، جاری.

    جار

    [ ع. ] (اِ.)
    ۱- همسایه.
    ۲- شریک.

      جار

      (رّ) [ ع. ] (اِفا.) جر دهنده، حرفی که مدخول خود را جر دهد. مدخول را مجرور گویند و مجموع را جار و مجرور.

        جار زدن

        (زَ دَ) (مص ل.) خبری را با صدای بلند در کوچه و خیابان به اطلاع مردم رساندن.

          پیمایش به بالا