جالیز

(اِ.) کشتزار خربزه، هندوانه و خیار و مانند آن.

    جالینوس

    (اِ.)
    ۱- نوایی است از موسیقی قدیم.
    ۲- نام طبیب معروف یونانی.

      جالیه

      (یِ یا یَ) [ ع. ] (اِفا.) مؤنث جالی. غریبانی که از وطن خود هجرت کرده‌اند.

        جام

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- پیاله، ساغر.
        ۲- هر یک از صفحات بزرگ و برش نخورده آیینه یا شیشه.
        ۳- جایزه‌ای که در مسابقات ورزشی به برندگان داده می‌شود. ؛~ جهانی مجموعه مسابقاتی که معمولاً در یک رشته ورزشی میان تیم‌های برگزیده از قاره‌های مختلف برگزار می‌شود. ؛~ حذفی مجموعه مسابقاتی که معمولاً در یک رشته ورزشی برگزار می‌شود و در طی آن ت یم‌های بازنده از دور خارج می‌شوند.
        ۴- ظرفی برنجین که در آن آب خورند.

          جام جم

          (مِ جَ) (اِمر.) جام گیتی نما، جام جهان نما. جامی که جمشید چهارمین پادشاه پیشدادی اختراع کرد و در آن اوضاع جهان را مشاهده می‌کرد، این جام بعدها به کیخسرو و دارا رسید. در عرفان از این جام به دل تعبیر می‌شود.

            جامخانه

            (اِمر.) آیینه خانه، اطاقی که به دیوارهای آن آیینه نصب کرده باشند.

              پیمایش به بالا