جامد

(مِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- یخ بسته، منجمد.
۲- آن چه که زنده نیست و رُشد ندارد مانند سنگ.

    جامع

    (مِ) [ ع. ]
    ۱- (اِفا.) جمع کننده، گرد – آورنده.
    ۲- (ص.) تمام، کامل.
    ۳- (اِ.) مسجدی که در آن نماز جمعه گزارند.

      جامع الشرایط

      (مِ عُ شَّ یِ) [ ع. ] (ص مر.) دارای شرایط کافی برای انجام کاری یا پذیرش مسئولیتی یا داشتن مقامی.

        جامعه

        (مِ عِ) [ ع. جامعه ] (اِ.) گروه مردم یک شهر، کشور، جهان یا صنفی از مردم مانند جامعه بشریت، سیاه پوستان، هنری، و… ؛~ مدنی جامعه‌ای که بر مبنای خواست آزادانه و آگاهانه اکثریت مردم در شکل گیری حکومت و رعایت حقوق بشر و قانون مندانه اداره می‌شود. ؛ ~ بی طبقه جامعه‌ای که طبقات در آن وجود ندارد و همه افراد از جهت درآمد و ثروت و امتیاز با هم برابرند. ؛ ~مصرفی جامعه‌ای که در آن بیش تر از تولید مصرف می‌کنند.

          جامعه شناسی

          (~. شِ) (حامص. اِمر.) دانشی که بررسی و تحقیق درباره مظاهر مختلف حیات اجتماعی انسان را از طریق علمی مورد مطالعه قرار می‌دهد.

            جامل

            (مِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- گله شتر یا شتربانان.
            ۲- قبیله بزرگ.

              پیمایش به بالا