جایز

(یِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- روا.
۲- مباح.
۳- نافذ. ؛ ~ُ ~الخطا لغزش پذیر، دارای احتمال و امکان اشتباه.

    جایزه

    (یِ زِ) [ ع. جائزه ] مؤنث جایز. انعام، پاداش. ج. جوایز.

      جایع

      (یِ) [ ع. جائع ] (ص. اِ.) گرسنه،. ج. جایعین.

        جایگزین

        (گُ) (ص فا.) کسی که جایی را برای خویش انتخاب کند، آن که یا آن چه که در جایی استقرار یابد.

          جبابره

          (جَ ب ر یا رَ) [ ع. جباره ] (ص. اِ.) جِ جبار.
          ۱- گردنکشان.
          ۲- شجاعان، دلاوران.
          ۳- پادشاهان مستبد.

            جبار

            (جَ بّ) [ ع. ]
            ۱- (ص.)قاهر، ستمگر.۲ – مرد بلند قامت و قوی.
            ۳- یکی از صفات خدای تعالی است.
            ۴- نام یکی از صورت‌های فلکی جنوبی، دو ستاره پُر نور آن ابط الجوزا و قدم الجبار می‌باشد.

              جبال

              (جِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جبل ؛ کوه‌ها.

                پیمایش به بالا