جبت

(جِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- بت، صنم.
۲- سحر.
۳- ساحر.
۴- کسی که خیری در او نیست.

    جبر

    (جَ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) کسی را به انجام کارهایی واداشتن.
    ۲- اصلاح کردن با زور و قهر.
    ۳- (اِ.) اکراه، ناچاری.
    ۴- نام یکی از مباحث ریاضی.
    ۵- شکسته بندی.

      جبریه

      (جَ یَ) [ ع. ] (اِ.) مجبره: نام یکی از فرقه‌های اسلام که انسان را صاحب اختیار در اعمال خودش نمی‌داند و همه اعمال را به اراده خداوند نسبت می‌دهد.

        جبرییل

        (جِ رَ) [ عبر. ] (اِ.) = جبراییل:یکی از فرشتگان مقرب.

          جبغوت

          (جَ)(اِ.)
          ۱- پشم و پنبه که درون لحاف و ت وشک کنند.
          ۲- هرچیز آکنده از پشم و پنبه مانند توشک و بالش. جغبوت، جغبت و چغبت و چغبوت و چبغوت و چبغت نیز گویند.

            پیمایش به بالا