جده
(ج دِّ) [ ع. ] (اِ.) مادربزرگ.
(جَ وَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- نهر کوچک.
۲- جوی آب.
۳- لبه جوی آب.۴ – مربعی شطرنجی که بر خانههای آن حرف یا عدد نویسند. ؛ ~ ضرب جدولی که در آن حاصل ضرب اعداد را مینویسند. ؛ ~ ِ کلمات متقاطع جدولی که برای سرگرمی طررح ریزی میشود و باید خانههای آن را با کلمات مربوط به پاسخ سوالات مطرح شده تکمیل کرد.
۵- طرح، نقشه.
۶- نمودار.
(جُ دَ) [ ع. ] (اِ.) ستاره قطبی، ستارهای در انتهای دُم خرس کوچک با اختلاف کمتر از ۱ درجه از محل واقعی قطب شمال. میخگاه، سپاهبد و سپاهبدان هم گفته شده.