جرار

(جَ رّ) [ ع. ] (ص.)
۱- انبوه، بیشمار.
۲- به سوی خود کشنده.

    جراره

    (جَ رِّ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- نوعی از عقرب زرد و درشت که دُمش را برزمین می‌کشد و زهر شدیدی دارد.
    ۲- کنایه از: زلف معشوق.

      جرانغار

      (جَ) [ مغ. ] (اِ.) جانب دست چپ، میسره ؛ مق. برانغار.

        جراید

        (یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جریده.
        ۱- روزنامه‌ها.
        ۲- دفترها.

          جرایم

          (یِ) [ ع. جرائم ] (اِ.)جِ جریمه.
          ۱- گناهان.
          ۲- مجازات‌های نقدی.

            جرب

            (جُ رَ) (اِ.) دُرّاج، پرنده‌ای است شبیه کبک.

              جرباء

              (جَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- آسمان.
              ۲- ناحیه‌ای از آسمان که در آن فلک ماه و آفتاب می‌گردد. (به باور قدما).

                پیمایش به بالا