آوانویسی

(نِ) (حامص.) نوشتن آواهای زبان که در آن تمام آواهای زبان که تلفظ و به وسیله گوش دریافت می‌شوند با استفاده از نشانه‌های قراردادی بر کاغذ نوشته می‌شود، آوانگاری.

    آوخ

    (وَ) (اِ.) نصیب، قسمت، بهره.

      آور

      (و َ)
      ۱- (اِ.)یقین.
      ۲- (ق.) براستی، بی گمان.

        آورتا

        (وُ) (اِ.) = آورت: سرخ رگی که در انسان از بطن چپ قلب خارج می‌شود و آن تنه اصلی و عمومی سرخ رگ‌های دیگر بدن است و به دو قسمت سینه‌ای و شکمی تقسیم گردد و خون روشن (اکسیژن دار) در آن جاری است ؛ بزرگ سرخ رگ بدن، ام الشرایین، آورت، آورطی، ارطی نیز گفته می‌شود.

          آورد

          (وَ)
          ۱- (اِ.)جنگ، نبرد.
          ۲- پسوندی که معنای آورده شده می‌دهد. آب آورد، بادآورد.

            آوردجو

            (وَ) (ص فا.) آوردجوی، جنگجو، جنگاور، آوردخواه.

              آوردن

              (وَ یا وُ دَ) [ په. ] (مص م.)
              ۱- چیزی یا کسی را از جایی به جای دیگر رساندن.
              ۲- کردن.
              ۳- روایت کردن، حکایت گفتن.
              ۴- زاییدن، به دنیا آوردن.
              ۵- ارزیدن.

                پیمایش به بالا