آورک

(وَ رَ) (اِ.) اورک. تاب، تاب خوردن.

    آورنجن

    (وَ رَ جَ) (اِمر.)
    ۱- دست بند، دست برنجن.
    ۲- خلخال، پای آورنجن.

      آوره

      (رِ) (اِ.) ابره، رویه، رویه لباس.

        آوری

        (وَ)
        ۱- (ص نسب.) باورمند، معتقد.
        ۲- یقین، درست.
        ۳- (اِ.) ایمان، باور.

          آوریل

          [ فر. ] (اِ.) چهارمین ماه از سال میلادی.

            پیمایش به بالا