جزغاله

(جِ ل) (اِ.)
۱- دنبه برشته شده.
۲- هرچیز برشته شده. جزدر و جزدره نیز گویند.

    جزل

    (جَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- استوار، محکم.
    ۲- بزرگ، عظیم.
    ۳- سخن فصیح و محکم.

      جزم

      (جَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- قطع کردن.
      ۲- عزم انجام کاری کردن بی تردید.
      ۳- ساکن گردانیدن آخرین حرف کلمه یا حذف آن براساس قواعد صرفی.

        جزو

        (جُ) [ ع. جزء ] (اِ.)
        ۱- نک جزء جز.
        ۲- سالک راه خدا.

          جزوه

          (جُ وِ) [ ع. جزوه ] (اِ.)
          ۱- دسته‌ای از کاغذ چاپ شده یا با دست نوشته شده.
          ۲- بخشی از کتاب.
          ۳- دفترچه.

            جزیره

            (جَ رِ) [ ع. جزیره ] (اِ.) آبخوست ؛ قطعه زمینی که گرداگرد آن را آب فرا گرفته باشد. ج. جزایر.

              پیمایش به بالا