(جَ) [ ع. ] (ص.) ۱- بسیار، فراوان. ۲- استوار، محکم.
(جِ یِ) [ معر. ] (اِ.) خراجی که اهل کتاب سالانه به دولت اسلامی میپرداختند.
(جَ) [ ع. ] (مص م.)مس کردن، برماسیدن.
(جَ) (اِ.) زعفران.
(جَ رَ) [ ع. جساره ] (مص ل.) دلیر شدن، گستاخی کردن.
(جَ مَ) [ ع. جسامه ] (مص ل.) تنومند شدن، تناور گردیدن.
(جَ تُ) (اِمص.) پرش.
(جُ) (اِمص.) بحث.
(جُ تِ) (اِمص.) = جست وجوی: ۱- طلب. ۲- کوشش برای یافتن چیزی.
(جُ تَ) (مص م.) ۱- طلب کردن. ۲- جستجو کردن. ۳- یافتن.