جش

(جَ) (اِ.) مهره‌ای شیشه‌ای به رنگ کبود که برای دفع چشم زخم به لباس کودکان دوزند.

    جشان

    (جَ) [ په. ] (اِ.) گز استادان خیاط و بنا، چوبی که بدان زمین و امثال آن را پیمایند.

      جشن

      (جَ) (اِ.)
      ۱- مجلس شادی و شادمانی.
      ۲- مهمانی.
      ۳- سور و سرور.

        جشن

        (جَ شَ) (اِ.) تب، بالا رفتن دمای بدن.

          جشنواره

          (اِمر.) جشنی (معمولاً) فرهنگی که در فاصله‌های زمانی معین برگزار می‌شود.

            جصاص

            (جَ صّ) [ ع. ] گچ کار، گچ گر.

              جعال

              (جِ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- اجرتی که به سپاهیان در زمان جنگ دهند.
              ۲- اجرت عامل، حق العمل.

                پیمایش به بالا