جعال

(جَ عّ) [ ع. ] (ص.) جعل کننده، دروغ پرداز.

    جعاله

    (جُ لِ) [ ع. ]
    ۱- مزد، حق العمل.
    ۲- نوعی قرارداد با بانک جهت گرفتن وام برای کارهای جزیی ساختمانی.

      جعبه

      (جَ بِ) [ ع. جعبه ] (اِ.)
      ۱- تیردان.
      ۲- صندوقچه، هر چیز قوطی مانند. ؛ ~سیاه اسبابی به صورت یک واحد کامل الکترونیکی در وسی له‌های پرنده برای گردآوری اطلاعات از عملکرد وسیله در جریان پرواز، به ویژه در فهم علت سقوط. ؛ ~تقسیم قاب سرپوشیده‌ای برای انتقال یا انعشاب مدارهای الکترونیکی. ؛ ~ابزار جعبه‌ای برای نگهداری و حمل ابزارهای دستی.

        جعد

        (جَ) [ ع. ] (اِ.) موی پیچیده، موی تاب – دار.

          جعشوش

          (جُ) [ ع. ] (ص. اِ.)
          ۱- گدا.
          ۲- مرد پست و زشت روی.
          ۳- مرد دراز و کوتاه. ج. جعاشیش.

            جعفر

            (جَ فَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- رود، نهر.
            ۲- ماده شتر پر شیر.

              جعفری

              (~.) (ص نسب.) مذهب شیعه امامیه، منسوب به امام جعفر صادق (ع) امام ششم.

                جعفری

                (جَ فَ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
                ۱- یکی از سبزی‌های خوردنی است با ساقه‌های نازک راست و برگ‌های بریده که گل‌هایش سفید رنگ و چتری است، آهن، فسفر و ویتامین -‌های A.B.C. را نیز دارا می‌باشد.
                ۲- نوعی سکه زر.
                ۳- نوعی گل زردرنگ که در باغچه کارند.

                  جعل

                  (جُ عَ) [ ع. ] (اِ.)سرگین غلطان، حشره ایست که روی مدفوع حیوانات می‌نشیند.

                    پیمایش به بالا