جف

(جَ فَّ) [ ع. ] (ص.) خشک، بی آب، پژمرده.

    جف

    (جُ فّ) [ ع. ] (اِ. ص.)
    ۱- هر چیز تُهی.
    ۲- سالخورده، کهن.

      جفا

      (جَ) [ ع. جفاء ] (مص م.)
      ۱- آزردن، بی مهری کردن.
      ۲- بی وفایی کردن.

        جفاله

        (جُ لِ یا لَ) [ ع. جفاله ] (اِ.)
        ۱- گروه مردم، جماعت.
        ۳- دسته مرغان (فارسی).

          جفت

          (~.) [ په. ] (اِ.)
          ۱- زوج، دو عدد از یک چیز.
          ۲- زن و شوهر، همسر.
          ۳- همتا، همانند.
          ۴- همراه، همدم.

            جفت

            (جُ) (اِ.) عضوی عروقی که در هنگام بارداری، از طریق بند ناف مواد لازم را به جنین رسانده و مواد دفعی را می‌گیرد.

              جفت

              (جَ) (اِ.) = جفته. چفته: نک چفت.

                پیمایش به بالا