جعلق
(جُ عَ لَّ) (ص.) آدم بی سر و پا.
(جُ) (اِ.)
۱- یوغ، چوبی که بر گردن گاو قلبه کش و زراعت کننده نهند.
۲- چوبی که دوغ را بدان زنند تا مسکه برآید.
(جُ) (اِ.) پرندهای است با صورتی پهن، منقاری خمیده و چشمهایی درشت و پاهای بزرگ، در دو طرف سرش دو دسته پر شبیه گوش گربه قرار دارد، در ویرانهها زندگی میکند و به نحوست معروف است، بوم و بوف هم گویند.
(جُ) [ معر – یو. ] (اِمر.) دانشی است که در باره زمین و تقسیمات طبیعی، سیاسی، جغرافی و انسانی آن بحث میکند و آن شامل اقسامی است.