جگر

(جَ یا جِ گَ) [ په. ] (اِ.) کبد، یکی از اعضای داخلی بدن انسان و حیوان به رنگ سرخ تیره که نقش مهمی در سیستم گوارشی بدن دارد. ؛ ~به دندان گرفتن (کن.) تحمل کردن، شکیبایی کردن. ؛ ~ ِ کسی آتش گرفتن (کن.) الف – احساس تشنگی شدید کردن. ب – احساس دلسوزی یا ناراحتی شدید کردن.

    جگرکی

    (جِ گَ رَ) (ص نسب.) کسی که دل و جگر گوسفند را کباب می‌کند و می‌فروشد.

      جگن

      (جَ گَ) (اِ.)
      ۱- گیاهی است باتلاقی که دارای الیاف محکم می‌باشد، ژگن و گجن هم گویند.
      ۲- پوشال.

        پیمایش به بالا